چرا نرمافزار را دور جریانهای واقعی کار میسازم
بسیاری از پروژههای نرمافزاری به این دلیل شکست نمیخورند که دکمهها به اندازه کافی زیبا نبودهاند. مشکل اصلی معمولاً این است که کار واقعی درست فهم نشده است. هر تیم از قبل عادتها، سندها، چتها، منظوریها، تأخیرها و تصمیمهای کوچک روزانه دارد. اگر نرمافزار این جزئیات را نادیده بگیرد، حتی رابط زیبا هم به یک جای دیگر برای تکرار کار تبدیل میشود.
در MZ Software Solutions تلاش میکنم پیش از صفحه شروع کنم. مهم است بدانم چه کسی سیستم را استفاده میکند، چه کاری را باید تمام کند، معلومات از کجا شروع میشود، چه کسی آن را بررسی میکند، چه کسی تأیید میکند و نفر بعدی کجا منتظر است. همین جریان کاری محصول اصلی است. داشبورد، فورم، پورتال، وبسایت، ربات یا ابزار هوش مصنوعی فقط وقتی ارزش دارد که این جریان را قابل اعتمادتر کند.
این نگاه برای مکاتب و تیمهای عملیاتی بسیار مهم است. مکتب فقط یک وبسایت، جدول شاگردان، صفحه حاضری و صفحه امتحان نیست. مکتب یک محیط متصل است: شاگردان، استادان، والدین، کارمندان، تقسیم اوقات، امتحانات، تصدیقنامهها، محتوا و تصمیمها. وقتی هر بخش در ابزار جدا باشد، کار کند و نامطمئن میشود. سیستم خوب باید ورود تکراری معلومات را کم کند، مسئولیتها را روشن سازد و برای هر نقش سطح درست کنترل بدهد.
همین فکر در نرمافزار کسبوکار و اتوماسیون هم صدق میکند. بسیاری از تیمهای کوچک در روز اول به پلتفرم بزرگ نیاز ندارند. آنها نیاز دارند یک کار تکراری قابل اعتماد شود. فورم باید به رکورد برسد، رکورد به اطلاعیه، اطلاعیه به تصمیم و تصمیم به ردپای روشن. اگر این زنجیره با دقت طراحی شود، یک ساخت کوچک میتواند پایه محصول بزرگتر شود.
کار چندزبانه هم باید بخشی از محصول باشد، نه مرحله آخر ترجمه. انگلیسی، دری/فارسی و پشتو پرسشهای واقعی درباره چیدمان و وضاحت میسازند. رفتار RTL و LTR، برچسب فیلدها، صفحههای عمومی، صفحههای ادمین و ساختار محتوا همه روی اعتماد کاربر اثر دارند. اگر کاربران چندزبانه بخشی از مخاطب هستند، تجربه آنها باید از آغاز پلان شود.
به همین دلیل من نرمافزار را دور جریان کار میسازم. محصول جدی فقط مجموعهای از صفحهها نیست؛ توافق عملی میان مردم، داده، قوانین و نتیجه است. وقتی این بخشها فهم شود، طراحی آرامتر، نرمافزار مفیدتر و مسیر رشد محصول روشنتر میشود.